به سه چيز تکيه نکن، غرور، دروغ و عشق. آدم با غرور مي تازد، با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد. «دکتر علي شريعتي»
نمك رو زخم من نپاش ... من زخمي ِ غرورتم
با اين همه بدي ببين: هنوز، سنگ صبورتم
از دردِ من قصه نگو ، قصه ي من تكراريه
مردن من هميشگي؛ واسه دل تو عاديه
جلو چشم غريبه ها، چقدر خوار و حقير شدم
هيچي ازم نزاشتي تو ، وقتي ديدي اسير شدم
وقتي نبودم هيچ كسي، با دلت هم بازي نبود
خاك سياه نشونديم و... دلت هنوز راضي نبود
عشقت رو تو سرم نزن، انقدر به من نگو بمير...
تموم هستي ام مال تو ، غرورم رو ازم نگير
چرا هميشه تبرت، رو ريشه ي دل منه؟
بگو چرا قلب منه ، بايد هميشه بشكنه؟
چه روزايي كه سوختم و به پاي تو حروم شدم
يه عمري من دل بستم و تو چشماي تو گم شدم
ديگه چي ميخواي از دلم؟ هر چي كه ميخواستي ديدي...
يه عشق پاك و بي ريا..... توي دلت ميخنديدي!
سه چیز در زندگی پایدار نیست :
رویاها -- موفقیت ها -- شانس
سه چیز در زندگی قابل برگشت نیست :
زمان -- کلمات -- موقعیت
سه چیز در زندگی آدم را خراب میکند :
-- دروغ -- غرور -- عصبانیت
سه چیز انسانها را میسازد :
کار سخت -- صدق و صفا -- تعهد
سه چیز در زندگی خیلی باارزش است :
عشق -- اعتماد به نفس -- دوستان
سه چیز در زندگی است که نباید از بین
برود :
آرامش -- امید -- صداقت
چندیست تمرین میکنم
من می توانم! می شود!
آرام تلقین میکنم.
حالم، نه، اصلآ خوب نیست...
تا بعد بهتر می شود!!
فکری برای ِ این دل ِ تنهای ِ
غمگین میکنم.
من می پذیرم رفته ای،
و بر نمی گردی همین!
خود را برای ِ درک این، صد بار تحسین میکنم.
کم کم ز یادم می روی،
این روزگار و رسم اوست!
این جمله را با تلخی اش
صد بار تضمین میکنم.
تو ، خدایا به سلامت دارش
ذهذه گفته جواب میده
امروز صبح
منتهی باید برای جوابش صبر کرد ! شاید یکسال بعد همین موقع
به امید خدا
ستاره های این سرزمین همه در خاک مدفونند
دستور زبان عشق
دست عشق از دامن دل دور باد! میتوان آیا به دل دستور داد؟
میتوان آیا به دریا حكم كرد كه دلت را یادی از ساحل مباد؟
موج را آیا توان فرمود: ایست! باد را فرمود: باید ایستاد؟
آنكه دستور زبان عشق را بیگزاره در نهاد ما نهاد
خوب میدانست تیغ تیز را در كف مستی نمیبایست داد
قیصرامین پور